عبدالله مستوفى
8
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
خودسرى افراشتهاند . اين بود كه ناچار كار را نيمهتمام ميگذاشت و بدفع فتنه خانگى ميپرداخت ولى بعد از غلبه ، برعكس كريمخان آنها را نابود ميكرد چنان كه دو تن از برادران خود را بر اثر همين قماش پيشآمدها بديار عدم فرستاده است . ميگويند وقتى سر برادرانش را كه بامر او بدرود زندگى گفته بودند برايش ميآوردند سر بريده را ميگرفت و ميبوسيد و گريه فراوانى ميكرد و بوليعهد و برادرزاده خود فتحعليخان پسر حسينقليخان كه بمناسبت هماسمى با جدش به او بابا خان لقب داده بود ميگفت من براى خاطر تو . . . ( چندتا فحش ركيك ) برادران خود را ميكشم اينكارها براى آنست كه تو راحت سلطنت كنى ! ! توجه آقا محمد خان بجانب شيراز در ظرف مدت ده يازده سال و بذل جهد بيشمار غير از فارس و كرمان تمام نواحى ايران به تصرف آقا محمد خان درآمده و اصفهان هم يكى دوبار دستبدست گشته و موقع آن رسيده بود كه شاه قاجار اين دو ناحيه را هم ضميمه ساير تسخيرات خود نمايد بنابراين بجانب اصفهان عزيمت و آنجا را كه تازه از دست داد بود مجددا به سهولت به تصرف در آورده متوجه شيراز شد ( 1204 ) . اما كار شيراز با ديوار محكمى كه كريمخان گرداگرد آن كشيده و اسلحهاى كه در آن جمع كرده بود به آسانى فتح اصفهان نبود بالاختصاص كه بعد از كشمكشهاى خوانين زند و قتل و سفك آنها بدست يكديگر كار سلطنت بجوان رشيد لايقى از شاهزادگان اينخانواده يعنى لطفعليخان رسيده و اين شاهزاده با استعداد و شجاعت و شهامت ذاتى در خانواده سلطنت نشوونما كرده و اخلاق پادشاهى و بزرگى و بلندهمتى و گذشت و رعايت زيردست را از كريمخان آموخته بود . دو حريف شاهزادهء زند كه بعد از پدرش جعفر خان تازه بسلطنت رسيده بود همين كه از عزيمت آقا محمد خان بجانب شيراز اطلاع حاصل كرد عدهاى از پادگان ( ساخلو ) اين شهر را همراه خود برداشت و براى استخبار از اوضاع دشمن به سمت اصفهان رهسپار شد . بر فرض اينكه با عده زيادى هم روبرو ميشد اهميتى نداشت بشيراز برميگشت و با عده كاملترى جلو دشمن درميآمد اختيار شهر را در غياب خود بحاجى ابراهيم كلانتر واگذاشته بود . حاجى آقا كه آقا محمد خان با او رابطه برقرار كرده بود بعد از بيرون رفتن لطفعليخان روزى سان خبر كرد و در گردش قشون در عمارت دولتى ترتيبى مقرر داشت كه بتواند از تمام آنها با عدهء كمى كه با خود همدست كرده بود نزع اسلحه كند و آنها را از در ديگر باغ دولتى خارج نمايد بطوريكه عصر آن روز افراد پادگان شيراز مثل اشخاص عادى و همه بىاسلحه بودند . لطفعليخان در مقابله با آقا محمد خان همين كه عدهء او را زياد ديد بجنگ مختصرى قناعت كرد و براى تكميل قواى خود بجانب شيراز مراجعت نمود ولى حاجى ابراهيم